تو می آیی امشب...
این تخت کوفتی تکـــــــــــراری...
زلزله خیز ترین نقطه ی دنیا میـــــشـــــــــــود....
صدای ضربان قلبهایمان،
جیرجیر تخت،
ناله هایم.....
عشق و هوس با هم در رقابتند..
کاش میتوانستم با ناخن هایم قلبت را...غرورت را...پاره کنم.تا تو هم کمی درد بکشی از زنانگی ام!
تو می آیی امشب...
این تخت کوفتی تکـــــــــــراری...
زلزله خیز ترین نقطه ی دنیا میـــــشـــــــــــود....
صدای ضربان قلبهایمان،
جیرجیر تخت،
ناله هایم.....
عشق و هوس با هم در رقابتند..
آن روز در خیال سرد من
شرجی ترین جای دنیا ؛ همان آغــــوش گرم تو بود
و حالا ....... عق میزنم هم تو را و هم گرمی آغــــــــــــــوشت را....
در دنیای ما مردانی هستند که در رویایشان هر شب زنی
زیر هیکل زمختشان از جگر فریاد میکند
هیچ کس ...با هیچ کس حرفی ندارم
اما سکوتم به هزار زبان با او حرف دارد...
شهوتت واگیـــــــر داشت
خیـــــــــــالم را آلوده کرد
درد میکشد خیال لعنتی ام
و من هر روز با یـــــــــــادت
ارضـــــــــــــــــــــــــــا میکنم
این خیـال شهــــــــــــــــــوتی را....
تو نمیدانی مردن دیگر لذتی ندارد برایم
وقتی که من مرگ را هم شکســـــت داده ام
باز امشب دلم هوی آغوشت را کــــــرده
در آغوشــــــــــــــــــم پیـــــچ اندامت را
من عــــــــــــاشق گره خوردن پاهایت با
ســـــــــــــــاق پاهایم هستم
د من بپـــیــــــــــچ لــــــــــعـــــنــــتی...